Menu

نمایش خبر معلولین

اطلاعات-معلولین

پنج نکته مهم که هر پدر و مادری بايد بداند
ایجاد شده توسط : foroughi-sh در 1392/10/22 10:45:40 ق.ظ


ضريب هوشی يک نوزاد و توانايی اينکه خوب عمل کند به تجارب محيطی که او بر يک مبنای منسجم در معرضشان قرار می گيرد نيز بستگی دارد.


زمانی را به يک عشق ورزی ويژه فرزندتان اختصاص دهيد.
با کودک خود بازی کنيد.
به سرعت و به صورت قابل پيش بينی به کودک خود واکنش نشان دهيد.
کودک خود را ناز و نوازش کرده و در آغوش بگيريد.
برنامه های روزمره خود را به گونه ای تنظيم کنيد که الگوهايی از رفتارهای محبت آميز را ايجاد کند.
با فرزند خود صحبت کنيد. برای او کتاب بخوانيد، قصه بگوييد و آواز بخوانيد.

پنج نکته مهم که هر پدر و مادری بايد بداند
اولين نکته مهم:
هوش می تواند بعد از تولد يک نوزاد شکل بگيرد:

يک نوزاد با دامنه ای از ضريب هوشی متولد می شود که می تواند بين 20 يا 30 امتياز متغير باشد. در حالی که ژن ها و سلامتی جسمی مقدمات برخی از رفتارهای آينده يک نوزاد را فراهم می کند، اما اکنون می دانيم که ضريب هوشی يک نوزاد و توانايی اينکه خوب عمل کند به تجارب محيطی که او بر يک مبنای منسجم در معرضشان قرار می گيرد نيز بستگی دارد.

رشد مغز هم به وضعيت زيست شناختی يک نوزاد ( يعنی آنچه که فرزند شما هنگام تولد به همراه دارد ) و نيز به مراقبت های اوليه ( يعنی آنچه بعد از تولد اتفاق می افتد ) بستگی دارد. اکنون می دانيم که بعضی از ژنها می توانند بالقوه باشند، اينکه آنها فعال می شوند يا نه به تجارب فرد بستگی دارد.

اين يک يافته جديد و فوق العاده است. تجارب اوليه و منسجم نوزاد شما او را در مقابل فعال شدن بعضی از ژن های خاص که در شکل گيری برخی از ويژگيهای ناخواسته دخالت دارند حمايت می کند. ويژگيهايی مانند بيش فعالی، وسواس و رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی. يک نمونه شگفت انگيز از قدرت تجربه که سرنوشت تثبيت شده توسط ژن هايمان را تغيير می دهد در ميمون های آزمايشگاهی ديده می شود. ميمون هايی که که با تنوع خاصی از يک ژن به دنيا می آيند در صورتی که در طول دوران نوزادی رابطه نزديکی با مادر خود نداشته باشند، در هنگام بزرگ شدن شديدا پرخاشگر می شوند. اما ميمون های ديگری که همين تنوع ژن را دارا هستند در صورتی که رابطه ای امن با مادر خود برقرار کرده باشند، در آينده پرخاشگر نخواهند شد. يک کودک بدون ارتباط با سطح هوشی پدر و مادرش می تواند طوری تربيت شود که در آينده باهوش شود و يک کودک نيز که باهوش متولد می شود نيز ممکن است به علت ميزان و نوع تجاربی که در زندگی می يابد از سطح هوش اوليه بالاتر رفته و يا پايين تر برود.

دومين نکته مهم:
بخش عمده شکل گيری اوليه اتصالات مغز در چند سال اول زندگی اتفاق می افتند:

مغز زندگی بيرون از رحم را در حالی آغاز می کند که تنها به اندازه يک چهارم اندازه بزرگسالی شکل گرفته است و هنوز کامل نيست. اما اندازه آن قبل از اينکه فرزندتان دو ساله شود تا سه چهارم اندازه بزرگسالی افزايش می يابد و تا پنج سالگی وزن و حجم آن تقريبا به اندازه بزرگسالی خواهد شد. يعنی در سال های اوليه زندگی شيوه ای که اطلاعات وارد ساختارهای مغز شده و پردازش می شوند تا حد زيادی تثبيت می شوند.

اين مسيرها و ساختارها مادامی که يادگيری ادامه دارد در سرتاسر زندگی مورد استفاده قرار می گيرند. بخشی از رشد عمده مغز در چندين سال اول زندگی در نتيجه گسترش ژن ها است، اما بخش ديگری از آن در نتيجه تجارب اوليه زندگی می باشد. محيط پيرامون يک نوزاد از همان آغاز بر سلول های درون مغز او تاثير می گذارد. اکثريت اتصالات بين سلولهای عصبی يعنی " سيناپس ها " بعد از تولد بوجود می آيند. همانطوری که مغز شکل می گيرد، هر سلول عصبی چندين رشته عصبی را به بيرون می فرستد تا با سلولهای ديگر ارتباط برقرار کنند. سيناپس های بين سلولها مانند خطوط تلفن عمل می کنند و به سلولهای عصبی اجازه می دهند تا پيام های مغز را به يکديگر ارسال کنند.

الگوی خاص اتصالات در مغز هر فرد اساس تمامی حرکت ها، افکار، خاطرات و احساسات او را تشکيل می دهد. مغز نوزادان تازه متولد شده مانند يک شبکه مخابراتی در داخل يک شهر است که در هر خانه ای خطوط اصلی وجود دارد، اما زمان و تجربه لازم است تا اتصالات خاص از خانه ای به خانه ديگر ايجاد شود. بنابراين مغز هر فردی نيز به تدريج اتصالات منحصر به فردش را توسط رشته هايی عصبی که هر زمان لازم است رشد می کنند، برقرار می سازد.

و اين بيانگر چه موضوعی درباره کودک شما است:

يادگيری خيلی زودتر از رفتن به کودکستان آغاز می شود. در هر ساعت از روز که نوزاد از طريق تعاملات زبانی يا فيزيکی، با والدين، خواهر و برادر يا ديگران ارتباط برقرار می کند، آنگاه اتصالات عصبی شکل گرفته و حتی تغيير می يابند.
او گريه می کند و شما او را برمی داريد و يک اتصال ايجاد می شود: من اينکار را انجام دادم و آن اتفاق افتاد. هر زمان که شما پشت او را نوازش می کنيد، به او غذا می دهيد يا او را به يک مکان جديد می بريد، اتصالات جديد ايجاد می شوند. مغز در واکنش به تجارب يک نوزاد و محيط پيرامون او جزء به جزء تکامل می يابد. در حقيقت شکل گيری، تغيير و حذف اتصالات عصبی وظيفه اصلی رشد اوليه مغز است. اين يک روند خارق العاده است که زمينه ساز همه نوع يادگيری است.

سومين نکته مهم:
نحوه و چگونگی استفاده از مغز می تواند چگونگی رشد آن را تحت تاثير قرار دهد.

تنها يک حکم کلی برای رشد مغز وجود دارد و آن اين است که: اتصالات درون مغز بر مبنای نياز رشد می کنند. مغز به اين صورت تغيير می کند تا زنده بماند. ادامه حيات مغز به سازگاری مداوم با ورودی های جديد و تغيير شرايط بستگی دارد. کارهای روزمره مانند غذا خوردن، حمام کردن و بازی کردن سيناپس های خاصی را تقويت می کند، اما اتصالاتی که از طريق تکرار تقويت نمی شوند از بين می روند.

اين فرآيند طبيعی " هرس شدن اتصالات عصبی " ناميده می شود. در يک بافت سلولی استفاده مکرر از مسيرهای عصبی به انرژی در حال حرکت ميان سلولها اجازه می دهد که سريع تر و موثرتر جريان داشته باشد، در نتيجه اين انرژی شخص را قادر می سازد که در افکار، صداها و مفاهيمی که اغلب با آنها کار می کند تخصص و تبحر يابد. در هر زمانی که هرس اتصالات عصبی با شتاب رخ می دهد، فرآيند ديگری وجود دارد که " ميلين دار شدن " ناميده می شود.

اين فرآيند ارتباط بين سلول های مغز را در اتصالاتی که باقی می مانند تسريع کرده و موثرتر می سازد. ميلين يک ماده چرب است که در اطراف بافت های عصبی رشد کرده و آنها را احاطه می کند و با اين عمل به تکانه های الکتريکی که در طول بافت های عصبی عبور و مرور می کنند اجازه می دهد تا هنگام برقراری ارتباط ميان سلول های مغز راحت تر و سريع تر جريان داشته باشند.

به عبارت ديگر مغز به گونه ای طراحی شده است که در بعضی از زمان های خاص فرآيند يادگيری در آن راحت تر اتفاق می افتد. فرآيند ملين دار شدن در دو سال اول زندگی سريع تراتفاق می افتد. يعنی زمانی که مغز در حال پردازش اطلاعات مقدماتی کاملا جديد است: مانند زبان، دما، رنگ ها، صداها، بوها، چيزهای قابل لمس، علت ها و معلول ها، و مواردی مانند اين که صورت يک انسان چه چيزی است و غيره. اينکه کدام اتصالات در مغز شکل می گيرند و کدام يک از آنها تا آخر باقی می مانند در ابتدا به تجارب اوليه فرد بستگی دارد. به عنوان پدر و مادر اين قدرت را داريد که برخی از مسيرهايی که در مغز فرزندتان ايجاد می شود و اينکه کدام يک از آنها بيشتر مورد استفاده قرار می گيرند را تحت تاثير قرار دهيد. کارهای مهمی که می توانيد انجام دهيد عبارتند از: تکرار و استمرار و تقويت مثبت.

چهارمين نکته مهم:
شکل گيری اوليه مغز نسبت به تغيير مقاوم است:

ساختارهايی از مغز که مسئول پردازش عواطف هستند خيلی زود شکل می گيرند. دانستن اين حقيقت از اهميت بسزايی برخوردار است چرا که اين ساختارها به ايجاد واکنش های عاطفی کمک می کنند که اين امر به معنای توانايی تطبيق واکنش های عاطفی بسيار مناسب با شرايط موجود است. و اين بيانگر چه موضوعی درباره فرزند شما است: تاثيرات داشتن يک بخش عاطفی قوی که پا بر جا باقی می ماند اين است که پيامدهای مثبتی برای رشد آينده مغز خواهد داشت. اگر يک کودک در آغاز يک جنبه عاطفی قوی داشته باشد، احتمال دارد که انعطاف پذير بوده و قادر باشد که از عهده فشارهای روحی در زندگی بربيايد. تمامی سيستم هايی که اطلاعات لازم برای ايجاد يک زمينه دائمی و پايدار برای بهترين نوع يادگيری را پردازش می کنند در يک محيط قابل پيش بينی که توسط والدين و از طريق کارهای زير فراهم می شود پيشرفت می کنند: ايجاد زمينه برای تجربه های جالب ايجاد يک حس قوی امنيت و اطمينان در آغوش گرفتن و نوازش کردن محبت آميز کودکان به صورت مکرر سهيم شدن با کودکان در ديدن و شنيدن چيزهای جالب خبر بد اين است که عکس اين مطلب نيز صادق است: اگر کودکان در محيط های آشفته و نامناسب زندگی کنند، تاثيرات ناشی از اين مساله نيز نسبت به تغييرات مقاوم خواهد شد.

پنجمين نکته مهم:
هيچ وقت دير نيست! علم آشکار ساخته است که مغز کودک شما رشد و يادگيری را در سه سالگی متوقف نمی کند.

برای تحت تاثير قرار دادن شکل گيری مغز هيچ وقت دير نيست. مغز در واکنش به اطلاعاتی که از محيط دريافت می کند ظرفيت دائمی و قابل توجهی برای دوباره سازماندهی کردن خود دارد. محققان اين فرآيند را " انعطاف پذيری عصبی " می نامند که در تمامی سنين اتفاق می افتد. اين فرآيند هم افزايش در تعداد اتصالات بين سلولهای عصبی را در بر می گيرد و هم تغييرات فيزيکی در شکل ساختاری. اتصالات انعطاف پذيری عصبی در طول عمر زمينه همه نوع يادگيری و خاطره است و همچنين نشان می دهد که چگونه مغز عملکردهای مختلفی که به دنبال آسيب های جدی مختل می شوند را دوباره بازيابی و احيا می کند.

کودکان در هر سنی که باشند می توانند از فوايد سه اصل مهم توجه، ايجاد رابطه صميمی و برقراری ارتباط ، بهره ببرند. مهمترين کاری که پدر و مادر می توانند انجام دهند برقراری يک رابطه پايدار و محبت آميز است که به تعاملاتی مکرر، هدفمند و تاثير پذير با کودکشان می انجامد.
print
rating
  نظرات