Menu

نمایش خبر معلولین

اطلاعات-معلولین

موسيقی درمانی
ایجاد شده توسط : foroughi-sh در 1392/10/22 11:43:41 ق.ظ


  فلسفه موسيقی درمانی

  موسيقی درمانی از سال 1982 از سوی سازمان بهداشت و درمان ملی انگلستان به عنوان تخصصی وابسته به رشته پزشکی تعيين شد و درسال 1999 ب ه عنوان حرفه ای تثبيت شده در انگلستان به رسميت شناخته شد.

  موسيقی درمانی در بيش از50 کشور ديگر به عنوان يک حرفه و تخصص به ثبت رسيده است و فدراسيون جهانی موسيقی درمانی نيز با اهداف معرفی مفهوم کاربرد و رشد، تکامل و گسترش موسيقی درمانی و در خدمت کانون جهانی سلامت روان بنيان نهاده شده است.

  تاکنون نام بيش از 200 موسيقی درمانگر حرفه ای به ثبت رسيده است. بسياری از آنها درخدمت خدمات درمانی دولتی، آموزش و پرورش و خدمات اجتماعی مشغول به کار هستند و بقيه نيز به طور مستقل کار می کنند .

  حضور مراکز موسيقی درمانی در کانون پرورشی کودکان، مراکز تحصيلات متوسطه و آموزش عالی کاملا جا افتاده است. به علاوه برخی از سازمانهای خيريه نيز به ارائه خدمات موسيقی درمانی می پردازند، از جمله مراکز موسيقی درمانی نوردوف رابينز و موزيک اسپيس.

  انجمن موسيقی درمانگر های حرفه ای ( APMT ) ، از جمله ديگر سازمان های مفيدی است که ارتباط بيمار را با يک موسيقی درمانگر که در منطقه جغرافيايی او زندگی می کند بر قرار می کند تا بيمار از توجه و مراقبت موسيقی درمانگر برخوردار شود .

 

  تئوری و فلسفه موسيقی درمانی چيست؟

  بنياد اين درمان بر مبنای آگاهی از اين نکته است که همه افراد در نهاد خود نسبت به موسيقی عکس العمل نشان می دهند و اين فطرت علی رغم نقص فيزيکی، ادراکی و احساسی در درون افراد باقی می ماند و همان است که می تواند برقراری ارتباط بين بيمار و درمانگر را محقق کند .

  موسيقی درمانگر با اشاره به ريتمی که نبض انسان می زند، ملودی کلام و نيز نوبت گيری در هنگام صحبت کردن و نيز تعامل صوتی بين مادر و جنين، آواهای موسيقايی را بنياد شخصيت انسان می داند .

  روبارتز در سال 1998 در صفحه 176 کتاب خود " موسيقی درمانی برای کودکان... " اين پديده را به عنوان ميراثی موسيقايی و ارکسترراسيونی شرح می دهد که خود تنظيم و خود سازمان يافته است .

  از آنجائی که موسيقی با وجود ما دارای آميختگی زيادی است، هنگام تلاش برای آزاد سازی محدوديت ها، مقاومت ها و تدافعات موسيقايی اشخاص، بايد به ساختن اجزايی از موسيقی که متناسب با ساختار و توانايی جوهر موسيقايی فرد ـ که در درونشان رابطه ای بداهه نيز وجود داشته باشد ـ پرداخت .

  همزمان بايد تلاش کرد که از جنبه های ديگر ادراکی، فيزيکی، احساسی و عصبی فرد برای درمان کمک گرفت.

 

  موسيقی درمانی متفاوت از تدريس موسيقی

  اين مطلب حائز اهميت است که تاکيد کنيم روی تفاوت بين موسيقی درمانی و تدريس موسيقی. در مضمون و مفاد درمانی، نواختن يک ساز به بيمار آموزش داده نمی شود و ماداميکه او امکان اکتساب مهارتهای موسيقايی در جلسات درمانی را پيدا کند، يادگيری موسيقی يک اثر ثانويه درمان می باشد و نبايد آن را هدف اصلی قلمداد کرد .

  جلسات موسيقی درمانی معمولا هفته ای يک بار برگزار می شوند. تعداد جلسات و طول مدت درمان معمولا با پيشرفت در جور شدن نيازهای ويژه و شرايط محيطی بيمار تطابق دارد .

 

  موسيقی درمانی به چه شکل و روشی صورت می گيرد؟

  روش های مختلفی برای استفاده از موسيقی درمانی وجود دارند ولی اکثرا" براساس بداهه نوازی های فی البدائه می باشند.

  موسيقی درمانگر از سازهای پرکاشن يا سازهای مدور [مثل انواع طبل ها، دايره ها، تيمپانی و ... ] و يا از صدای خودش استفاده می کند، تا پاسخی خلاقانه به اصوات توليد شده توسط بيمارش بدهد و بيمار را برای خلق کردن زبان موسيقی خودش، تشويق کند. سازها بر اساس اينکه کدام يک برای بيمار ترس آور نخواهند بود، انتخاب می شوند .

  آوازهای ساده، قطعات يا سبک های موسيقی می توانند به عنوان عنصری درمانگر در جلسات درمانی استفاده شوند اما اين ها می بايست با انعطاف در هر لحظه و با توجه به اينکه کدام يک از آنها با حالات و نيازهای بالينی و تکاملی بيمار تطابق دارد، انتخاب گردد .

  در حقيقت موسيقی به عنوان يک درمان نيازی به درگير شدن با روش های سنتی يا حتی استفاده از کلمات ندارد .   موسيقی درمانگر می تواند به گريه ها ، جيغ ها و حرکات بدن بيمار پاسخ دهد. چرا که تمام اين ها دارای ريتم و نوسان هستند و مستعد سازماندهی در روابط و مناسبات موسيقايی می باشند .  

ترجمه : شمين ابوحسينی طبری
print
rating
  نظرات